صدایی به گوشم میرسد
صدای ترک خوردن دلی استمی خواهد با من درد دل کنددر دل به او میخندمچه خبر دارد از دل پینه بسته ی منبه حرفهایش گوش میدهمگاه گاهی همراهیش میکنمدلداریش می دهمباز هم به خود میخندماما اینبار لبخنده از دل گسیخته مرا میبیندسکوت میکندعرقی سرد میان ابروانم جاری میشودباز هم سکوت میکنددر دریایی پریشان غرق میشومباز هم سکوت میکنددستی به سویش دراز میکنمراهش را به سویی کج میکند...من هم سکوت میکنم...
برچسب:
نویسنده: آتنا باقریان
ردپای نگاهت ابری تیره و بارانی بر دلم بجای گذاشتردپای صدایت گدازه هایی از جنس اندوه در رگهایم روان کرد
هق هق حرفهایم آتش و بارانی است که در جدال باهم هر یک برای غلبه بر دیگری و ماندگاری چنان وجودم را در بر گرفته که یا بخاری از آب بجای خواهد ماند و یا سنگی که بر مزاری خواهد نشست...زیستن سهل و گریستن آسان...چه تلخ است دنیای بی تو...
برچسب:
نویسنده: آتنا باقریان
خرم آنروزکزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم (حافظ)
برچسب:
نویسنده: آتنا باقریان
نگاهم به آسمان دل توست
بدان که برایت خاک خواهم شد
تا بتوانم حس زیبای لمس ریشه هایت را با تمام وجود احساس کنم
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:7 توسط رضا| |
برچسب: پاییز,
نویسنده: آتنا باقریان
برچسب: کاغذی,
نویسنده: آتنا باقریان
آسمان دلم تک ستاره ای یافته
سوسو میزند...
اما برای من ستاره ای دنباله دار است...
نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 21:36 توسط رضا| |
برچسب: ستاره,
نویسنده: آتنا باقریان
برچسب: روزگار,
نویسنده: آتنا باقریان
صدای چک چک باران اشکهایم
صدای هق هق باران حرفهایم
نوید سالی طوفانی را می دهند...
رد پایت بر شیشه ی دلم باقی است
دستمال روزگار نیز چرکین...
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ساعت 14:8 توسط رضا| |
برچسب:
نویسنده: آتنا باقریان
برچسب: سکوت,
نویسنده: آتنا باقریان
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: آتنا باقریان